این قرارمون نبود&hellip

به گزارش وبلاگ کابینت، چرا محتوا فراوری می کنید؟چون همه محتوا فراوری می نمایند؟ چون کاری است که باید انجام دهید؟ چون مجبورید؟ چون گوگل محتوای جدید دوست دارد؟ اگر چنین نظری راجع به محتوا دارید، هنوز اهمیت محتوا را به خوبی درک نکرده اید. همه می گویند گوگل محتوای تازه دوست دارد. گوگل به سیگنال محتوا احتیاج دارد و باید مدام محتوا فراوری کنیم تا از رقبا عقب نمانیم. اگر جزو این دسته افراد یا برندها هستید، همین الان توقف کنید. چرا؟ چون به احتمال زیاد وقت تان را تلف می کنید. چون اصولا هدف فراوری محتوا و در چشم انداز عظیم تر هدف بازاریابی محتوا را به خوبی درک نکرده اید. هر محتوایی که بدون هدف فراوری گردد، در نهایت بدون هدف توسط مخاطب شما مصرف می گردد و شما سودی از آن نمی برید. همین حالا باید دوباره به مبانی اصلی استراتژی محتوا برگردید و مهم ترین مرحله آن را دوباره انجام دهید؛ یعنی هدف گذاری.

این قرارمون نبود&hellip

هدف محتوا چیست؟

این سوال را از خودتان بپرسید:

شما به عنوان یک برند چرا محتوا فراوری می کنید؟

خوب به آن فکر کنید و جواب هایتان را بنویسید. ممکن است اهداف زیادی داشته باشید. مثلا:

  • وبلاگ تان را فعال و پویا نشان دهید.
  • به گوگل سیگنال آپدیت ارسال کنید.
  • به رقبا نشان دهید قوی تر هستید.

یا هر چیز دیگری. اما اینجا اهداف اصلی فراموش شده اند. اینها هدف نیستند؛ صرفا یک جزئی از فرایند بازاریابی محتوا هستند که اگر هدف گذاری به درستی انجام شود، این اهداف خودبه خود به دست می آیند. پس یک قدم به عقب تر بگردید.

هدف اصلی محتوا به مخاطب شما برمی شود، چون مشتریان اصلی شما افراد هستند. چون چیزی که قرار است برای برند شما ارزش افزوده ایجاد کند، مخاطبان و مشتریان شما هستند. باید این هدف را به عنوان یک الگو در تمام لایه های محتوایی تان به کار بگیرید. وقتی این هدف به درستی پی گرفته شود، بقیه اهداف کم کم در این لایه ها خودشان را نشان می دهند. اهداف دیگری هم راستا با این هدف باید در نظر گرفته شوند، چون اگر از همان ابتدا اهداف مارکتینگ و در لایه بعدی سئو را درنظر بگیرید و در جهت رسیدن به آنها برنامه ریزی کنید، می توانید راحت تر به آنها برسید.

خب، بیایید و ببینیم نتایج احتمالی فراوری محتوا چه هستند و وقت آن است که شما یکی از آنها را انتخاب کنید.

دریافت لینک

ابتدا از هدف سئو صحبت می کنیم. ممکن است شما از بازاریابی محتوا به عنوان یک تاکتیک لینک سازی بهره ببرید. مثلا محتوای جدید و دست اول فراوری می کنید و سایر سایت ها به عنوان منبع به شما لینک می دهند.

در حال حاضر این فرمت ها بیشترین میزان دریافت لینک را دارند:

  • اینفوگرافی های داده محور
  • ابزارهای تعاملی
  • نتایج نظرسنجی ها

هر محتوایی که خاص شما باشد و بقیه وب سایت ها هنوز آن را پوشش نداده اند، یک منبع برای جذب لینک است. نکته مهم بعدی این است که برای هر مدل کسب و کاری، یک نوع فرمت محتوا قدرت جذب لینک بیشتری دارد. به طور مثال، یک فروشگاه لباس ممکن است با انتشار اینفوگرافی نتواند لینک بگیرد اما همین روش برای یک کسب و کار B2B یک منبع لینک باشد.

لینک ها فاکتور مهمی در رتبه بندی گوگل هستند. شاید بتوان گفت که جزو 3 فاکتور مهم اول هستند. بدون لینک باید خیلی بیشتر کوشش کنید و انرژی بگذارید و بهینه سازی کنید تا دیده شوید. محتوایی که لینک می گیرد، یک معینه مهم دارد؛ هیجان انگیز است. در دنیای وب امروز دریافت لینک طبیعی سخت تر و سخت تر می شود. پس هر محتوایی قبل از اینکه حتی موضوع و ایده پردازی آن صورت بگیرد، باید هدفی برای جذب لینک طبیعی برای آن در نظر گرفته شود.

مطالب مرتبط

محتوای گوگولی گوگل پسند فراوری کنید

30 مرداد 99 87

قدرتمندکردن چرخه عمر مدیریت محتوا

3 مرداد 99 159

رتبه دریافت در گوگل

اگر می خواهید ترافیک بیشتری بگیرید، باید رتبه بالاتری در نتایج جستجوی گوگل داشته باشید. به همین سادگی. در گذشته محتوای مفید و کاربردی خیلی زود با لینک و اضافه کردن کلیدواژه ها در مقیاس زیاد روی خط یک گوگل می ایستاد. اما گوگل با الگوریتم هایش به این مسئله انتها داد و حالا کیفیت در اولویت قرار گرفته است.

اگر هدف محتوای شما این است که رتبه بهتری در نتایج گوگل داشته باشید، پس باید متفاوت باشید. باید محتوایی خلق کنید که ارزش بیشتری برای مخاطب داشته باشد. اما فرمت ها و بهینه سازی هایی هم در این راستا وجود دارند که باید در نظر داشته باشید؛ چیزی که در فیلد مهم سئو بررسی می شود و شامل چندین مرحله است.

شما در خصوص کلیدواژه های هدف تان تحقیق می کنید. یک یا چند کلیدواژه متناسب با موضوع تان پیدا می کنید و حالا از این کلیدواژه ها در متعادل ترین شکل ممکن (نه خیلی کم و نه خیلی زیاد) استفاده می کنید. وقتی هدف محتوای شما رتبه دریافت در گوگل است، باید بهترین قطعه محتوایی در خصوص موضوع موردنظرتان را فراوری کنید.

اینکه کلیدواژه ها، ساختار لینک، بهینه سازی های فنی، اضافه کردن ریچ اسنیپت ها و هدلاین های مفید به محتوای خودتان اضافه می کنید، تنها یک بخش ماجراست. اما کیفیت چیزی نیست که برای آن فرمول و قاعده معین داشته باشید. اینجا جایی است که یک مارکتر باید به روانشناسی مخاطب، نگارش متن تاثیرگذار و پوشش دادن دقیق موضوع موردنظر و ایجاد ارزشی بالاتر از سایر رقبا فکر کند.

اگر می خواهید بهترین محتوای موجود را خلق کنید، باید قبل از هر چیز بدانید که چه چیزی یک محتوا را به بهترین بدل می نماید. پس باید محتوای رقبای خودتان حول موضوع موردنظرتان را هم بخوانید و بررسی کنید. حالا به این فکر کنید که چطور می توانید از آنها بهتر باشید. به روش مهندسی معکوس شبیه است اما بهترین روش است، چون تا زمانی که یک دید کلی از چیزی که رقبا وارد دنیای محتوا نموده اند نداشته باشید، نمی دانید که چطور از آنها بهتر باشید. هرچقدر هم که روی محتوا، اصول، تاکتیک ها و تاثیرگذاری آن مسلط باشید، بدون تحلیل رقبا نمی توانید ارزشی بهتر خلق کنید.

سئو در این روزها با احساسات هم گره خورده است. تا حدی اصطلاح سئو احساسی بین سئوکارها باب شده است. اینکه چطور محتوا را متناسب با میل مخاطب بنویسید و حتی روی نکات تاکتیکی آن هم کار شده است. Search Intent یا میلی که در ذهن یک کاربر حین جستجوی یک کلیدواژه در گوگل وجود دارد، به یکی از نکات مهم در سئو بدل شده است. راستی تا حالا فکر نموده اید وقتی کاربران کلیدواژه های مرتبط با کسب و کار شما را جستجو می نمایند، چه چیزی در ذهن شان می گذرد؟ یا چه چیزی باعث شده است که چنین کلیدواژه ای را جستجو نمایند؟ از این به بعد فکر کنید. چرا؟ چون محتوای خودتان را هم باید متناسب با همان میل بنویسید و گوگل هم محتوای شما را با همان میل بررسی می نماید. جالب نیست؟

جذب مخاطب و حل مشکل و دغدغه های مخاطبان (مشتریان احتمالی)

می دانید چرا گوگل دوست دارد شما محتوای جدید و باکیفیت فراوری کنید؟ چون مخاطب و مشتری شما به محتوای باکیفیت احتیاج دارد. چون سوالات و دغدغه هایی در ذهن مخاطب شما وجود دارد که باید به آنها به درستی و دقیق پاسخ دهید. چون کاربر دنیای وب به دنبال یاد دریافت چیزی و یا حل یک مشکل است. هر بار که به مسئله ای می خوریم، بلافاصله به گوگل پناه می بریم. گوگل سعی می نماید که بهترین جواب را برای مشکل ما پیدا کند. در نتیجه باید بهترین محتوای موجود در وب را به ما نشان دهد. پس خلق محتوا متناسب با مسائل و دغدغه های کاربران روی رتبه شما و حتی روی جذب لینک هم تاثیر مثبت دارد.

اما این مکانیسم گوگل همچنان اصلی ترین مزیت محتوای باکیفیت و هدف دار نیست. بیایید به اصول مارکتینگ برگردیم: مارکتینگ به این معناست که شما با خلق ارزشی خاص، ایده ، محصول یا سرویس خود را به مخاطب تان معرفی می کنید و اگر بتوانید این ایده یا محصول را به درستی و متناسب با مشکل مخاطب ارائه کنید و او را قانع کنید که وقت، انرژی، منابع و یا پولش را در اختیار شما قرار دهد، یک فرایند مارکتینگ شکل گرفته است.

وقتی مخاطب شما به مشکل می خورد، مشکلش را در گوگل جستجو می نماید و وارد سایت شما می شود و شما به بهترین شکل ممکن مشکل او را حل می کنید، یعنی ارزشی در ذهنش ایجاد نموده اید. حالا شما قدرت اول در ذهن او هستید و اگر به او پیشنهاد یا راه چارهی بدهید، به احتمال زیاد حرف شما را قبول می نماید. حالا پیشنهاد یا راه چاره شما می تواند ایده، محصول یا سرویس شما باشد. دقیقا با همان فرمت مارکتینگ که اشاره کردیم؛ چیزی که این روزها به شدت کمبود آن را احساس می کنیم مفهوم بازاریابی در بازاریابی محتواست. انگار مارکترهای مدرن فراموش نموده اند که بازاریابی محتوا قبل از اینکه محتوا باشد، شکلی از بازاریابی است.

حل مشکل مخاطب فرمت های مختلفی دارد:

  • یک مشکل لحظه ای را حل می کنید، مثلا یک مقاله لقمه ای کوچک برای حل کردن مشکل زیرنویس یک فیلم در یک نرم افزار.
  • به مخاطب آموزش می دهید، مثلا آموزش کار کردن با فتوشاپ.
  • به مخاطب تکنیک و ترفند یاد می دهید، مثلا ترفندهای کار کردن سریع با نرم افزار های آفیس.

تا حالا به گپ ها و خلأهای محتوایی فکر نموده اید. گوگل می گوید 16 درصد از کلیدواژه هایی که هر روز و هر سال توسط کاربران جستجو می شوند، جدید هستند؛ یعنی کاربران برای اولین بار چنین کلیدواژه هایی را جستجو نموده اند. در هر حوزه ای هم هر روز این کلیدواژه های جدید وجود دارند. تا به حال به این فکر نموده اید که این خلأهای محتوا را پر کنید؟ کار محتوا صرفا رتبه دریافت نیست. وقتی مخاطب مشکلش را در گوگل جستجو می نماید و شما تنها کسی هستید که برای مشکل او راه چاره ارائه نموده اید، پس تنها و تنها می تواند به شما اعتماد کند. کار محتوا خلق اعتماد است و این اعتماد باید در تمام لایه های محتوایی جاری باشد.

درگیر کردن مخاطب در شبکه های اجتماعی

شما نمی توانید شبکه های اجتماعی را نادیده بگیرید. سوشال مدیا برای بسیاری از برندها یک پلتفرم قوی و کارآمد برای درگیر کردن مخاطب و افزایش آگاهی آنهاست. قبلا هدف شبکه های اجتماعی این بود که از این طریق ترافیک بیشتری برای سایت جذب کنید، اما حالا همه چیز برعکس شده است. شما باید به وسیله وب سایت برای شبکه های اجتماعی تان فالوئر جذب کنید، چون فالوئری که مدام در شبکه های اجتماعی برندتان را می بیند و با آن تعامل دارد، بسیار ارزشمندتر از کسی است که برای اولین بار وارد سایت تان شده و اصلا شما را نمی شناسد.

یکی از اهداف محتوای شما باید جذب مخاطب و درگیر کردن او در شبکه های اجتماعی باشد. ببینید چطور می توانید به وسیله محتوا مخاطب را به شبکه های اجتماعی تان بکشانید و از او یک لید باارزش بسازید. این راستا می تواند قدرت شبکه های اجتماعی را هم به راستا بازاریابی شما اضافه کند. فقط یادتان نرود که شما باید مخاطب شبکه های اجتماعی تان را هم به بهترین شکل ممکن تغذیه کنید. حالا به این فکر کنید که هدف از محتوای شما در شبکه های اجتماعی باید چه چیزهایی باشد؟ دوباره باید به استراتژی محتوا برگردید و این بار روی شبکه های اجتماعی تان پیاده کنید.

منبع: مجله شنبه

به "این قرارمون نبود&hellip" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "این قرارمون نبود&hellip"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید